سلام
همانطور كه گفته بودم مي خواهم خاطرات خودم از بازيهاي پرسپوليس را بنويسم.
حالا من و خاطرات تلخ و شيرينِ من از پرسپوليس.
1- پرسپوليس 3 - استقلال صفر
سال 1365 كه شرح مفصل آن در پست قبلي آمد.اين بازي مرا شيفته ناصر محمدخاني كرد و كلا در همان سال خيلي از بچههاي همسن و سالِ من را پرسپوليسي كرد و استقلال را حسابي از چشم انداخت.
2- پرسپوليس 1 - استقلال صفر
سال 1368 بود.استقلال كه از سال 62 موفق به بردن پرسپوليس نشده بود حسابي براي اين بازي دندان تيز كردهبود.تقريبا تمام بازيكنان اصلي خود را در اختيار داشت و همه بازيكنان سفركرده و لژيونر خود را در بازگشت از كشورهاي عربي نيز در اختيار داشت.در مقابل دست پرسپوليس خالي بود و حتي برخي از بازيكنان اصلي را نيز در تركيب خود نميديد.مدافع راست پرسپوليس مرحوم فريبرز مرادي بود و فوروارد تيم نيز رضا عابديان جوان بود.دقيقه 20 بازي فريبرز مرادي دو نفر را جا گذاشت و توپ را به عمق فرستاد.رضا عابديان هم سوار توپ شد و ناگهان او بود و سعيد عزيزيان كه دروازهبان سوگلي استقلال بود.يك بغل پا از رضا و توپي كه بهسادگي گل شد.تمام بازي به حملات استقلال گذشت.نيمه اول وحيد قليچ با همان قامت كوتاه و جسارتِ بيمانندش دو تكبهتك از فورواردهاي استقلال گرفت و بالاخره در اوايل نيمه دوم انگشت دستش شكست و جاي خود را به بهروز سلطاني داد.او هم يك بار توپ مرتضي يكه را در موقعيت تكبه تك گرفت و خلاصه در روزي كه مرتضي فنونيزاده يك مدافع بينظير بود و مجتبي محرمي طبق معمول همه چيز را در سمت چپ پرسپوليس مال خود كرده بود پرسپوليس با دوندگي بازيكنان ديگرش و با فداكاري بازي را برد.اين برد شايد ارزش فني نداشت ولي از آن جا كه واقعا تيم استقلال خيلي قوي تر بود بسيار چسبيد.
3- پرسپوليس 1- استقلال 2
اين بازي در حالي برگزار شد كه بازيهاي ليگ براي اولين بار بود كه بعد از انقلاب در سطح كشور برگزار ميشد.پرسپوليس سر گروه گروه خودش شده بود و اول با دارايي بازي كرد.استقلال هم در نيمه نهايي ملوان را برد.آن زمان عابدزاده تازه به استقلال آمده بود و خلاصه دو تيم در فينال به هم خوردند و يك روز گرم خرداد اول نادر ميراحمديان روي پاس قطري مجتبي محرمي گل زد.توپ از زير پا و كمر عابدزاده وارد دروازه شد.بازي در نيمه اول با همين گل تمام شد و نيمه دوم هنوز به دقيقه 47 نرسيده بوديم كه عباس سرخاب روي سانتر امير قلعهنويي گل اول را زد.بعد از آن هم صمد مرفاوي در موقعيتي مشكوك به آفسايد مشابه گل اول را زد.پرسپوليس جام را از دست داد و استقلال قهرمان شد.شكست بدي بود ولي استقلال واقعا بازيكنان بهتري داشت.
4- پرسپوليس 1- استقلال 1
اين بازي در شرايطي برگزار ميشد كه پرسپوليس باز هم از نظر نفر ضعيفتر بود.آن زمان سياست پروين اين بود كه هر بازيكني كه ميخواست به كشورهاي عربي برود مخالفتي را ابراز نميداشت و بلكه تشويق به رفتن هم ميشد.اينگونه بود كه كه معمولا دست پرسپوليس خاليتر از استقلال بود. اين بازي يك كُري خاص هم داشت.مجتبي محرمي با احمدرضا عابدزاده شرط ميبندد كه حتما به او گل ميزنند.عابدزاده در اوج خودش بود.بازي در نيمه اول بدون گل مساوي شد و نيمه دوم ابتدا يك پنالتي به نفع استقلال گرفته شد.شاهرخ بياني گل اول بازي را زد.سرما رفته رفته زيادتر ميشد و استقلاليها سرمست از برتري خود شادماني ميكردند.حدود دقيقه 70 بود كه فريبرز مرادي توپي به ناصر محمدخاني داد.ناصر توپ را با سرعت مناسب به گوشه سمت راست ارسال كرد كه فريبرز مرادي همان توپ را به سمت فضاي بين نقطه پنالتي و ششقدم انداخت.بهترين جاي ممكن.جايي كه نه گلر ميتواند خروج كند و نه دفاع تمركز لازم را براي دفع توپ دارد.يك فرشاد پيوس مثل آب خوردن پريد و با نوكِ پا توپ را وارد دروازه استقلال كرد.جز پروين همه به سمت فرشاد دويدند.(پروين هيچ وقت واكنش احساسي بروز نميداد) فقط يكي داخل زمين ميآمد و انگار هدفش دروازه استقلال بود. عابدزاده خم شد تا توپ را بردارد و ناگهان محرمي از پشتِ سر رسيد و شرطِ خود را نقد كرد.جلوي صدهزار تماشاچي و با دستكشِ سفيدي كه روي شلوار مشكيِ عابدزاده بدجوري خودنمايي ميكرد!!
5- پرسپوليس 2-استقلال 2
اين يكي را زياد حرفش را زدهاند.پرسپوليس تيم بسيار قويتري بود.يادم هست ذوب آهن را در اصفهان ده بر صفر برده بود!! زوج علي دايي و فرشاد پيوس و آن همه بازيكن بينظير.
دروازه بان هم عابدزاده بود.استقلالهم وضعيت خوبي نداشت.نيمه اول پرسپوليس حاكم بيچون و چراي ميدان بود.نيمه دوم ابتدا يك پنالتي به نفع پرسپوليس گرفته شد كه فرشاد آن را تبديل به گل كرد.بعد از آن ضربه سر بهزاد داداشزاده زير تير افقي خورد و آنطرفِ خط پايين آمد و شد گلِ دوم پرسپوليس.همه پرسپوليس را برنده ميدانستند كه ابهران شاهكار زد.رضا شاهرودي پيستون چپ پرسپوليس كه سمتِ راست استقلال را به خاك و خون كشيده بود اخراج شد.پرسپوليس دست از حمله نكشيد تا با يك بازي بي منطق يك پنالتي تقديم استقلال كند.ورمرزيار گل استقلال را از روي نقطه پنالتي زد و چند دقيقه بعد هم ادموند اختر در شلوغي جلوي دروازه گلِ مساوي را زد.بازي به اوجِ حساسيت رسيد.پرسپوليس دوست داشت آبِ رفته را به جوب برگرداند.ناگهان درگيريِ لفظي وسط ميدان بين امير قلعه نويي و مجتبي محرمي درگرفت.حرفي زدند به هم و مجتبي برگشت تا به سمت دروازه برود.ناگهان معلوم نشد قلعهنويي چه به او گفت كه مجتبي برگشت و با مشت گذاشت توي صورت قلعهنويي.داور به ميان آمد و هر دو را اخراج كرد.ناگهان همهمهاي شد.نزديك به دههزار نفر از سكوي روبهروي جايگاه به داخلِ زمين پريدند و جنجال بالا گرفت.بازي نيمهتمام ماند و به حكم كميته انضباطي پرسپوليس 3 بر صفر بازنده شد و شاهرودي ، عابدزاده ، محرمي ، پيوس و داداشزاده از پرسپوليس و چهار بازيكن از استقلال محروم شدند.بازي برگشت هم در بندرعباس!! برگزار شد و نتيجه تساوي بدون گل بود.استقلال به فينال رفت و آنجا به سايپا باخت.
6- پرسپوليس 1 – استقلال 3
اين تلخترين شكستي بود كه به عمرم ديدم. بردن در عين شايستگي. تابستان 74 بود.بهزاد غلامپور دروازهبان استقلال در نقش معجوني از دينوزوف ، داسايف ، لئو ياشين ، گوردن بنكس و پيترشيلتون حداقل 10 گل مسلم پرسپوليس را خراب كرد.اولِ بازي شوتِ ادموند اختر به پايِ پيرواني خورد و كمانه كرد گوشه بالاي چپ دروازه نيما نكيسا.چيزي نگذشته بود كه روي اختر پنالتي شد و ورمرزيار توپ را به دروازه نكيسا رساند.استقلاليها كه به مساوي راضي بودند در تب و تاب گلِ دوم شادي ميكردند كه ورمرزيار توپ را روي دروازه فرستاد و ضربه سرِ محمد تقوي توپ را به گل سوم استقلال تبديل كرد.اين نتيجه را خودِ استقلالي ها هم باور نميكردند.پرسپوليس حمله ميكرد ولي توپ گل نميشد.داور بازي بعد از جنجال احمقانه ابهران در دربي قبلي ، خارجي بود و ساندروپوهل داور مجاري كه فينال جامِ جهاني را قضاوت كرده بود داورِ بازي بود با كمك هاي محمد فنايي و محمدرضا صادقي جو(خدا رحمتش كند).نيمه دوم با تعويض پرسپوليس همراه بود و حضور حسين عبدي به جاي قاسم عطايي.داود محبوب دفاع راست شد و پرسپوليس آتشبازي آغاز كرد.تمامِ نيمه دوم توپ بود كه در هجده قدم استقلال فرود ميآمد و غلامپور بود كه يكتنه توپ ميگرفت.كرماني مقدم يك توپ را دقيقه 54 گل كرد.طلسم شكست.ولي ضربه بزرگ آنجا بود كه فرشاد پيوس گلِ دوم را زد و مرحوم صادقيجو گل را مردود اعلام كرد.اعتراض سودي نبخشيد.فرشاد تمام توپهاي بعدي را خراب كرد.صحنهاي كه عليدايي توپ را از روي هجدهقدم با سر به سهجاف استقلال زد و غلامپور 10 متر با سرعت باورنكردني دويد و با قيچيبرگردان توپ را بيرون آورد تا آخرِ عمرم از يادم نميرود.پرسپوليس باخت و با اين باخت 6 سال از آخرين روزي كه استقلال را برده بود گذشت.پرسپوليس داغان شد.رفت رده يازدهم.يرگن گده بازي بعد را هم روي نيمكت نشست و بعد اخراج شد.ليگ به تعطيلات رفت و در اين حدفاصل اتفاقي اقتاد كه فوتبال ايران سال ها مديونِ آن بود.استانكو پابلكويچ (مربي اخراجي تيم ملي در بازيهاي آسيايي 94 هيروشيما) به نيمكت پرسپوليس رسيد.استانكو تيم را جمع كرد.با شروع مجدد ليگ و با درايت استانكو ، پرسپوليس شروع به بازيهاي منطقي و نه الزاما تماشاگر پسند كرد.استانكو از 7 بازي 19 امتياز گرفت و تيم را در جدول سر و سامان داد.منطق به بازي پرسپوليس برگشت.بهمن (صدرنشين آن زمان ليگ ) با باخت برابر الزورا عراق به هم ريخت.پشتِ سر هم امتياز از دست داد.اولين باخت را هم به ماشينسازي تبريز دادكه مرحوم حجازي مربي آن بود.استانكو با چراغِ خاموش آمد و آمد تا چسبيد به صدرنشين.بدونِ اغراق همه بازيها را به استاديوم رفتم.آمديم و آمديم تا بالاخره بهمن را هم گرفتيم.بازي برگشت با استقلال مساوي شد و بالاخره يك هفته مانده به پايان ليگ با برد برابر ماشينسازي در تبريز قهرمان شديم(گل قهرماني را محمود شافعي زد بهگمانم)هفته آخر هم در حالي كه 10 نفره بوديم سه بر يك استقلال اهواز را برديم.تهامي فوروارد استقلال آن روز جنجال به پا كرد.ولي ما قهرمان شديم.نقطه سياه آن فصل يكي باخت برابر استقلال بود و ديگري برد مشكوك جلوي ملوان زير برف كه دقيقه 12 بازي پنالتي مسلم ملوان گرفته نشد و بعد هم ما گل زديم و برديم.اين مساله در هياهوي پيروزيهاي پشتِ سرِ هم پرسپوليس گم و فراموش شد.ما قهرمان شديم با سيستم بينظير 3-6-1 استانكو كه آن زمان بسيار كارآمد بود قهرمان شديم.هفتههاي آخر علي دايي از مصدوميت رهايي پيدا كرده بود و ما بوديم و يك دنيا شادي و فقط يك غصه كه اندازه همه شادي ها نقش داشت.سال 75 ميرسيد و ما 7 سال بود كه استقلال را نبرده بوديم.استقلال طلسم شده بود.
7- پرسپوليس 5 – آليما قزاقستان صفر
جام باشگاههاي آسيا بود.پرسپوليس در ديداري عجيب و باورنكردني 3 بر صفر به آليما باخته بود.همه چيز نشانه حذف از جام بود.با آن همه ستاره كه جمع كرده بوديم.اسامي بازيكنان را ببينيد.عابدزاده ، نكيسا ، محرمي ، پيرواني ، رهبريفرد ، شاهرودي ، كريم باقري ، ادموند بزيك ، علي دايي ، رضا ترابيان ، مهدي مهدوي كيا ، مهرداد ميناوند ، نعيم سعداوي و ..... . حالا بايد در تهران 3 گل ميزديم تا تازه مساوي ميشديم.كاري سخت.يادم هست بعضيها پيشنهاد دادهبودند بازي را در بندرعباس برگزار كنيم تا با گرماي هوا بتوانيم بر قزاقها غلبه كنيم . به هر حال بازي در تهران برگزار ميشد و حدود صدهزار نفر به استاديوم رفتند تا ببينند چگونه غيرممكن ، ممكن ميشود.با توصيه (درستتر بگويم دخالت) امير عابديني خط حمله با مهدويكيا ، دايي و بزيك شكل گرفت.(قبلا ترابيان گوش چپ بازي ميكرد به جاي بزيك).پيستونِ راست سعداوي و چپ ميناوند.كريم هافبك مياني و مجتبي محرمي هافبك طراح.پيرواني ، رهبريفرد و هم در خط دفاع بودند و عابدزاده درونِ دروازه تيم رويايي را تشكيل دادهبودند.بازي با برتري پرسپوليس آغاز شد و حدود دقيقه 20 يك پنالتي به نفع پرسپوليس گرفته شد.كريم باقري پشتِ توپ رفت و پنالتي را به بيرون زد.استاديوم كه با اعلام پنالتي غرقِ در شادي شده بود ناگهان به سكوتِ وحشتناكي فرو رفت.چنددقيقه گذشت. هنوز بارِ سنگين از دست دادنِ پنالتي روي روح و روانِ تماشاگران سنگيني ميكرد و بازيكنان گيج و حيران كه توپي در نزديكيهاي دايره مياني زمين به عابدزاده پاس داده شد.فوروارد برزيلي آليما به سمت توپ تكل زد.عابدزاده با اعتماد به نفسِ عجيبي فوروارد برزيلي را دريبل كشويي زد و بازيكن نگونبخت اصطلاحاً تاكسي خالي رفت.استاديوم از اين حركت منفجر شد.دوباره تشويق ها شكل گرفت و پرسپوليس حمله آغاز كرد.دقيقه 42 بود فكر كنم مهدويكيا توپي كه به گمانم از خط عرضي رد شده بود روي دروازه سانتر كرد.دفاع آليما هند پنالتي كرد و اين پنالتي را علي دايي تبديل به گل كرد.حالا اميدها شكل گرفت.ميشد اميدوار بود به زدن دو گل ديگر.نيمه دوم آغاز شد.پرسپوليس ميكوبيد و ميكوبيد.روي يك ضربه كرنر ناگهان افشين پيرواني با يك قيچي برگردان كلاسيك و بي نظير توپ را به قعر دروازه فرستاد.حالا يك گل ميخواستيم تا مساوي كنيم.دقيقه حدود 60 بود كه يك سانتر به گمانم از ميناوند ، با پرش علي دايي توام شد و ضربه سر دايي روي دستان گلر آليما وارد دروازه شد.من داشتم سكته ميكردم. فقط ديدم علي دايي و محرمي توپجمعكنها را بغل كردهاند و هر كسي گوشهاي يا از خوشحالي گريه ميكند يا از بغلدستي را در آغوش گرفته است.اليما گيج شده بود.باور نميكردند با چنين تيم متحولشدهاي بازي خواهند كرد.چند دقيقه بعد كريم باقري كار را تمام كرد.ضربه سر كريم باقري گل چهارم بود و آليما حالا ديگر مرگ را به چشم ميديد.من يادم نيست چه گذشت ولي اينقدر داد زدم كه ديگر براي باقي بازي صدايم درنميآمد. حالا آليما حمله ميكرد و پرسپوليس با منطق زيبايي دفاع را از همان جلو آغاز كرده بود.دقيقه 83 بود كه رضا ترابيان توپ را از بين دو دفاع آليما دزديد و با دريبل دروازهبان فاتحه را براي آليماي نگونبخت خواند. بازيخواني بي نظير استانكو ،سنگ قبر آليما را با دو فوروارد برزيلياش نصب كرد و پرسپوليس به مرحله بعد رفت.اين برد يكي از خاطرهانگيزترين بازيهاي پرسپوليس در تاريخ فوتبال اين باشگاه است.
فعلا ....
پينويس: اين قسمت اول بود.همت كنم قسمتهاي بعدي را هم مي نويسم.
